تاريخ قهستان
محمد اسماعيل اعتمادي ، کارشناس باستان شناسي

بنا به روايات اسطوره اي قاين را کي لهراسب پدر گشتاسب ساخته است ، اگر چه اين روايات نمي تواند محل استناد محقق واقع گردد اما بهر حال نشان از قدمت طولاني و ديرينه اين شهر دارد .
بر اساس يافته هاي تاريخي در گذشته شهر قاين با مناطقي چون ، تون ، ترشيز ، باخرز ، بيرجند و گناباد تشکيل سرزمين بزرگي به نام قهستان را ميداده است . کمه قهستان به نامهاي مختلف ترجمه شده است . "ياقوت حموي" قهستان را معرب کلمه کوهستان دانسته است . "عارف شيرواني" در کتاب "بستان السياحه" مي اورد :
« ولايت قهستان ولايتي است مشتمل به بلاد عظيم و قصبات قديم و نواحي دلگشا و قراي بهجت افزا اغلب انها از اقليم سوم و بعضي از اقليم چهارم است و محدود است به ولايات هرات و سيستان و خراسان و بيابان لوت و قهستان نه از خراسان است ، بلکه از مضافات ان است و شانزده ولايت دارد .»
"ابن حوقل" در کتاب "صوره الارض" نوشته است :
« قهستان ناحيه اي از خراسان در بيابان فارس است و شهري بدين نام ندارد قصبه [ مرکز ] ان قاين است و شهرهاي ان ينابذ و طبسين است . اما قاين وسعت ان به اندازه سرخس و بناهاي ان از گل و داراي قهندز [ کهندژ] است »
"ابوالقاسم بن احمد جيهاني" مورخ نيمه دوم قرن چهارم هجري در کتاب اشکال العالم آورده است :« قهستان از جمله خراسان است و بر سرحد بيابان فارس و کرمان و بدانجا هيچ شهري نيست بدين نام و اين ، نام ولايت است . شهرهاي ان قاين ، جنابذ ، تون ، تور ، خوسف ، طبس کريت و طبس مسينان ميباشد . »
"مقدسي" نيز در کتاب "احسن التقاسيم" در خصوص قهستان چنين مي نويسد : « قهستان سرزمين پهناور است و که هشتاد فرسنگ سنگين در هشتاد فرسنگ است . ولي بيشتر آن را کوهها و دشتهاي خشک و بي درخت فراگرفته است ، قصبه ان قاين و شهرهايش تون ، جنابذ ، طبس و ... است » سپس در مورد شهرهاي قاين مينويسد
« قاين تون ، خور ، خوسف ، کرا ، طبس ، رقه ، نياود ، سناد و طبس پايين را دارد »
"محمد بن ابي طالب دمشقي " در کتاب "نخبه دهر" چنين اورده است :
سرزمين قهستان به معناي شهرهاي کوهستاني است که بر کنار بياباني بين نيشابور و هرات واقع است و در آن شهرهايي چون قاين قرار دارد که بزرگترين ِ شهرهاي آنجاست »
"حمد الله موستوفي "نيز در "نزهه القلوب" اين گونه ذکر کرده است که :
« بلاد قهستان و زابلستان، و آن هفده شهر است. هواي معتدل دارد و حدود آن تا ولايات خراسان و ماوراء و کابل پيوسته است. حقوق ديواني‌اش داخل مملکت خراسان است و دارالملکش شهر سيستان و شهر تون و قاين و خوسف و جنابذ از بلاد آن [ ميباشند ] .»
شهر قاين که مرکز ايالت قهستان داراي برج و باروهاي بسيار و خندق و ارگ بوده است، "ابن حوقل" دراين باره مي‌گويد:
« شهر قاين داراي قهندژ و خندق و مسجد جامع است و قصر حاکم در قهندز است. آب انجا از قنات هاست باغستان‌هاي اندک دارد و دهکده‌هاي آنجا پراکنده است و يکي از نواحي سردسير به شمار مي آيد. قاين سه دروازه داشت و بار انداز خراسان محسوب مي‌گرديد. »
شهر قاين در مسير شاهراه هاي اصلي روزگار قديم قرار داشته است . راه هايي که از خراسان و قهستان مي‌گذشته اند، يکي از شاهراه‌هاي بزرگ خراسان بود که از سمت بسطام وارد خراسان مي‌شد و از طريق دو شاخه اصلي به نيشابور مي‌رسيد و از بوزجان و بوشيخ نيز دو راه به سمت جنوب باختري و باختر مي‌رفتند و و هر دو در قاين به هم مي رسيدند . راه هايي که از طبس و خور مي آمدند نيز در قاين به هم تلاقي ميکردند .
بر اساس اخرين يافته هاي باستان شناسي سابقه سکونت در اين منطقه به دوران پارينه سنگي مياني ( حدود سي هزار سال قبل ) مي‌رسد ، هر چند که اين سکونت‌ها نمي‌توانسته است از گستردگي برخوردار باشد، چرا که به طور کلي منطقه جنوب خراسان در گذشته‌هاي دور توان پذيرش اجتماعات بزرگ انساني را نداشته و بيشتر استقرارهاي اوليه در کوهپايه‌ها و کنار چشمه سارها صورت گرفته‌است ، همچنين با ابداع حفر قنات که پايه گذار آن ايرانيان مي‌باشند، زيستگاههاي تقريبن وسیعتري در مناطق خشک و بياباني و نيمه بياباني وجود نداشته است.

 

 

مردم قاينات مردمي مومن، انقلابي پرشور و داراي سوابق درخشان در زمينه هاي ديني و انقلابي هستند. دشت هاي وسيع و حاصلخيز اين منابع طبيعي سرشار و نيروي مستعد انساني مي تواند آينده اين منطقه را به مراتب از آنچه كه امروز هست آباد كند.